جایگاه ایران در سلسله مراتب منافع چین

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ انتظار حمایت تمام قد چین از ایران در جنگ تحمیلی سوم با وجود سند مشارکت جامع راهبردی، خرید بخش اعظم نفت کشورمان، مخالفت با یکجانبه گرایی آمریکا و محکومیت حملات علیه تهران، بر تعریفی ایرانی از رابطه راهبردی استوار است، نه تعریف چینی آن. چین در سه لایه فعال بود (محکومیت لفظی، ابزارهای چندجانبه مانند رأی ممتنع به قطعنامه ۲۸۱۷ و حمایت ساختاری اقتصادی به وسیله ادامه خرید نفت) اما از «اتحاد دفاعی» یا ورود نظامی فاصله گرفت.
چین همچنان از بازار آمریکا و اروپا، سرمایه، استانداردها، موتور هواپیما، تجهیزات نیمه رسانا و خدمات مالی بین المللی بهره می برد
حمایت تمام قد در راهبرد چین وجود دارد؟
پاسخ به این سؤال منفی است و مقایسه با کره شمالی این نکته را تقویت می کند. چین و کره شمالی از ۱۹۶۱ میلادی پیمان کمک متقابل دارند و کره شمالی در مرز مستقیم چین قرار دارد؛ اما حتی برای کره شمالی اتحاد دفاعی به معنای جا به جایی ناو، پدافند و خلبان برای پکن، بعدی متفاوت از خطر و تعهد ایجاد می کند.
چین از پیمان به مشارکت گرایش دارد، چرا که پیمان چین را ناگزیر از انتخاب میان شرکا می کند، در حالی که مشارکت اجازه می دهد سطح حمایت بر اساس موضوع و هزینه تغییر کند. این موضوع در سه بعد بررسی می شود:
- عرضه تجاری ماده دوکاربردی از سوی یک شرکت چینی
- تصمیم دولت چین به کمک نظامی
- ورود ارتش آزادیبخش خلق به جنگ
چهار دغدغه اصلی پکن که در نگاه ایرانی پنهان نیست، عبارتند از:
۱. نبود پیمان دفاعی: جا به جایی توان نظامی سطحی متفاوت از خطر و تعهد ایجاد می کند.
۲. وابستگی چین به بازار و سرمایه غرب: چین همچنان از بازار آمریکا و اروپا، سرمایه، استانداردها، موتور هواپیما، تجهیزات نیمه رسانا و خدمات مالی بین المللی بهره می برد.
۳. تمرکز نظامی بر شرق آسیا: انتقال دارایی های پدافندی، دریایی یا اطلاعاتی به ایران، آمادگی چین را در برابر سناریوهای تایوان و دریای چین جنوبی کاهش می دهد.
۴. اعتبار دیپلماتیک چین: چین خود را متفاوت از مداخله گرایی آمریکا معرفی می کند؛ اگر برای یک شریک وارد جنگ دوردست شود، این اعتبار مخدوش می شود.
5. رهبران چین فروپاشی شوروی را به جد مطالعه کرده اند رکود اقتصادی، سخت شدن ساختار، رقابت تسلیحاتی، بحران مشروعیت و ازهم گسیختگی حزب. بخش مهمی از نخبگان چین، تجربه شوروی را حاصل تقابل با آمریکا و باخت در رقابت اقتصادی به دلیل پافشاری ایدئولوژیک می دانند؛ از این رو عملی گرایی اقتصادی را بر خلوص ایدئولوژیک مقدم می دارند.
امنیت انرژی و تعارض پاسخ ایران با منافع حیاتی چین
در روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم (سوم مارس)، وزارت امور خارجه چین علاوه بر محکومیت حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، از ایران خواست به نگرانی های مشروع همسایگان توجه کند و بر امنیت جریان انرژی و تنگه هرمز تأکید کرد. ۱۱ مارس، نماینده چین در شورای امنیت به صراحت اعلام کرد، این کشور با تنش های نظامی حوزه خلیج فارس موافق نیست؛ زیرا قطر به تنهایی ۲۸ درصد واردات LNG چین را تأمین می کند و حملات به زیرساخت های حوزه خلیج فارس و اخلال در تنگه هرمز از نظر پکن تهدیدی مستقیم علیه ذخایر راهبردی بود.
بلافاصله اعلام شد که این حملات انرژی، تجارت، قیمت ها و روابط چین با عربستان، امارات، قطر، عمان و سایر کشورها را تهدید کند. مواضع چین در سوم مارس از حاکمیت ایران حمایت و تأکید کرد، نگرانی های مشروع کشورهای خلیج فارس باید درنظر گرفته شود.
از منظر پیامد اقتصادی هشدار داده شد رشد جهانی می تواند ۱.۳ درصد کاهش یابد؛ این عوامل برای اقتصادی که صادرات و تولید صنعتی در آن نقش بزرگی دارد، معنادار است. پاسخ ایران در قالب حملات موشکی و پهپادی به پایگاه های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس، آسیب به کشتیرانی و زیرساخت انرژی را موجب شد که نه تنها هزینه های آمریکا را بالا برد، بلکه بلافاصله به شرکای بزرگ چین و شریان اقتصاد جهانی آسیب وارد کرد.
در سلسله مراتب منافع چین، بقای حزب و تمامیت ارضی بر محور توسعه و فناوری، ثبات پیرامونی و انرژی بر عمق نفوذ در مناطق دوردست برتری دارد
تقارن نداشتن رابطه ایران و چین
ترکیب خریداران نفت ایران عمدتاً پالایشگاه های مستقل «تیپات» (Teapot Refineries) است که در برابر تحریم آسیب پذیرند، اما قابلیت خطرپذیری بیشتری دارند. شرکت های بزرگ دولتی چین پس از افزایش تحریم ها (۲۰۱۸–۲۰۱۹) خرید مستقیم را کاهش دادند. این تفکیک به پکن اجاره می دهد تا رابطه را با قابلیت انکارپذیری مدیریت کند.
حجم مواجهه تجاری چین با غرب (آمریکا و اروپا) به مراتب از روابط با غرب آسیا بیشتر است و هزینه-فایده حمایت آشکار از ایران را برعکس می کند. گزارش سالانه وزارت جنگ آمریکا نشان می دهد پکن به دنبال شبکه تسهیلات لجستیکی محدود است؛ بررسی دانشگاه دفاع ملی آمریکا نیز به نبود فرماندهی رزمی، پایگاه خارجی اندک، محدودیت حمل ونقل راهبردی و تجربه اندک عملیات دوردست می پردازد.
در سلسله مراتب منافع چین، بقای حزب و تمامیت ارضی بر محور توسعه و فناوری، ثبات پیرامونی و انرژی بر عمق نفوذ در مناطق دوردست برتری دارد. ایران مهم است، اما «بالاتر از همه هزینه ها» نیست. عنوان «مشارکت جامع راهبردی» و مفهوم «دشمن مشترک» امکان دارد در تهران انتظار هم رزمی ایجاد کند؛ اما در پکن همان رابطه ابزاری برای افزایش هزینه ها بدون گرفتار شدن است.
درهم تنیدگی اقتصادی، مالی و فناوری با آمریکا و اروپا
فرضیه وابستگی چین به فناوری و اقتصاد آمریکا مبنای واقعی دارد، اما باید از دو اغراق پرهیز کرد: چین نه اقتصاد وابسته بی اختیار است که واشنگتن برایش تعیین تکلیف کند و نه قدرت کاملاً خودکفاست که همواره هزینه قطع فناوری و بازار غربی برایش ناچیز باشد.
تعبیر دقیق تر «وابستگی متقابل نامتقارن و موضوع محور» است؛ اینکه چین در برخی صنایع رهبر یا رقیب اصلی است و در برخی گلوگاه ها همچون موتور هواپیما و تجهیزات نیمه رسانه ها وابستگی دارد.
جنگ لحظه ای رخ داد که پکن و واشنگتن کانال های گفت وگو را نبسته بودند؛ سخنگوی رسمی چین ماه می بار دیگر از مدیریت و موارد اشتراک سخن گفت و افزود: همزیستی و رفتار ما به مثابه شریک است، نه رقیب.
چین هدف خود را بسیج همه روابط به دور از نابودی آمریکا می چیند و می خواهد محیط خارجی را طوری بازسازی کند که رشد، ارتقای صنعتی و افزایش توان ملی ادامه یابد. به همین دلیل حتی در پرونده هسته ای رویکرد خاصی دارد؛ حق استفاده صلح آمیز ایران را به رسمیت می شناسد و حمله به تأسیسات تحت پادمان را خطرناک می داند، اما از رژیم منع اشاعه و آژانس بین المللی انرژی اتمی حمایت می کند.
پیامدهای سیاسی برای ایران
توصیه های کاربردی عبارت هستند از:
1. اصلاح لنز ادراکی: «هر کسی دشمن دشمن من است، دوست من نیست». چین را با سلسله مراتب منافع خودش ببینیم، نه با منافع و تهدیدهای ایران.
2. تفکیک اهداف نظامی از زیرساخت های حیاتی خلیج فارس: هر اقدامی که تنگه هرمز، LNG قطر، بنادر امارات یا نفت عربستان را تهدید کند، موضوع را از رقابت ایران–آمریکا به تهدید منافع چین تغییر می دهد؛ حتی اگر از منظر تهران دفاعی باشد.
3. هماهنگی قبلی درباره خطوط قرمز انرژی با پکن
4. پذیرش حمایت در سطح «کمک محدود و قابل انکار» به جای «اتحاد دفاعی»: کاهش قابلیت انکار هزینه ها به پکن اجازه می دهد همزمان نقش میانجی را حفظ کند.
5. گسترش رکن منافع مشترک: ادامه خرید نفت، سرمایه گذاری کم خطر، بازسازی محدود و تضمین سیاسی علیه تغییر حاکمیت ایران، در سنایوی جنگی چین بیشترین اثر را دارند.
6. پرهیز از دو اغراق: نه چین را «دست نشانده بی اراده غرب» بدانیم و نه «قدرت خودکفای بی خطا».
پیش بینی رفتارهای آتی چین
چندین سناریو وجود دارد؛ ازجمله توقف جنگ و گفت وگو درباره امنیت منطقه ای. در این حالت چین فعال ترین نقش خود را ایفا می کند و وارد میانجیگری، بازسازی محدود، خرید و برداشت نفت، سرمایه گذاری و تضمین سیاسی در برابر تغییر حاکمیت ایران می شود. سناریوی بعدی تداوم درگیری محدود در تنگه هرمز و حوزه خلیج فارس است. چین به احتمال زیاد به خرید نفت و حمایت دیپلماتیک ادامه می دهد، اما از ورود مستقیم به منازعه صرف نظر می کند.
سناریوی سوم، افزایش تنش و تهدید شریان انرژی است. حتی در این وضعیت، ثبات پیرامونی و انرژی در صدر منافع چین قرار می گیرد و خطر فاصله گرفتن پکن از ایران واقعی است.